شیوخ جنوب خلیج فارس، امروزه در شرایطی قرار دارند که تکیهگاههای سنتی آنها یکی پس از دیگری کنار میروند و هر لحظه خطر سقوط تهدیدشان مینماید.
به گزارش 9صبح، وقتی قرار باشد، رژیمی، قدرت و مشروعیت خود را از ملتش نگیرد، عاقبت کار همین است اگر آنها در اجلاس تشریفاتی خود که فقط پر از زرق و برقهای پوشالی میباشد، احتیاج به تسکین دهندهای مثل اوباما، رئیس جمهوری آمریکا دارند، ناشی از همین احساس بیپناهی است. چقدر جمله وزیر خارجه اسبق مصر، «احمد ابوالغیظ» در مورد آنان درست است آنجا که میگوید: «کشورهای عرب و شیوخ آنها که پشت سر آمریکا سنگر گرفتهاند، آدمهای عریانی هستند که از ظاهر شدن هراس دارند» و همچنین سخن باراک اوباما که چندی پیش گفت: «متحدین منطقهای ما، راحت طلبانی هستند که میخواهند آمریکا را به جنگهایی که منافع کشورش در آنها نیست بکشانند».
اعراب روز به روز احساس انزوای بیشتری میکنند. آنها معتقدند آمریکا پس از توافق هستهای، کشورهای عربی را به ایران فروخته است. در معادلات منطقهای دیگر ایفاگر هیچ نقش موثری نیستند، در سوریه و عراق و لبنان و یمن. بازی را واگذار کردهاند. اگر گاهی در جایی روی صحنهای رژه میروند، بخاطر دلارهای نفتی شان است و یا اشتراک منافع موقت برای کشوری مثل ترکیه.
و در این میان رژیم آل سعود که در قلب این کشورها قرار دارد، احساس میکند نه تنها نمیتواند با کمک این برادرهای کوچک و ضعیف خود. در منطقه تاثیرگذار باشد بلکه در میان همان متحدان نیز شکافهایی درحال آشکار شدن است. از یک طرف مسائل داخلی بحرین بر جای خود باقی ماند و رژیم آل خلیفه از این بابت طلبکار برادر بزرگ خویش است. از طرف دیگر و رای این حوزه کشور اردن نشانههایی از فاصله گرفتن ارسال مینماید، بحران اقتصادی و کاهش قیمت نفت. بر مشکلات این کشورها میافزاید و از همه مهمتر، توافق جمهوری اسلامی ایران با جامعه جهانی و سپری شدن دوران سوءاستفادههای سیاسی و اقتصادی کشورهایی مثل عربستان سعودی و ترکیه از انزوای سیاسی ایران و درگیر شدن در بحرانها و جنگ 8 ساله، مسئله را بسیار پیچیدهتر میسازد. اینجاست که معلوم میشود صدها میلیارد دلار درآمد نفتی و خزانههای پر و پیمان دیگر دردی را دوا نمیکند و فقط برای باج دادن با نتیجهای موقت بدرد میخورد و تازه همین دلارها را آمریکا از آن خود میداند.
در چنین شرایطی «اوباما» به اجلاس شیوخ میرود تنها برای اینکه آنها را دلداری بدهد و با هم عکس یادگاری بگیرند تا شاید باز بتوانند پشت سر او، عریانی خود را بپوشانند ولی آش آنقدر شور شده است که در همین شرایط هم رئیسجمهور آمریکا، بیشتر آنها را نصیحت میکند که تسلیم واقعیات شوند، دست از مخاصمه با ایران بردارند و تازه تهدیدهای حقوق بشری هم میکند.
پس دیگر بحث روابط استراتژیک مطرح نیست. این کشورها در حوزه نفوذ روسیه که از اول حضوری نداشتند ولی امروز شاهد هستند که ایران اسلامی هم در حوزه نفوذ و عمق استراتژیک غرب تاثیرگذار است و هم برای روسیه یک شاخص طلایی به حساب میآید.
به نظر میرسد فرصت و شانس جدیدی برای این کشورها خارج از منطقه وجود نداشته باشد به ویژه که ذخایر نفتیشان هم رو به کاهش است. پس بهتر نیست اگر میخواهند قدرت خود را در همین منطقه خاورمیانه و حوزه خلیج فارس حفظ کنند، گرد محور ایران سیاستگذاری نمایند؟ حیف نیست ملتهای مسلمان منطقه از این وحدت استراتژیک محروم بمانند فقط و فقط بخاطر ایران هراسی که عربستان دامن زننده اصلی آن است؟ هر سیاستمدار عاقلی در چنین شرایطی توصیهاش به سران کشورهای خلیج فارس چیزی غیر از این نیست که دست از ستیزهجویی با همسایه بزرگ خود بردارند و وحدت اسلامی را جایگزین تفرقه و کینه بسازند.
برای ملک سلمان و یارانش، توصیههای دلسوزانه مسئولین کشور دوست و برادر که ظاهراً کارساز نبوده است، شاید در این میان به توصیه و تاکید جدی باراک اوباما رئیسجمهور آمریکا و دیوید کامرون نخستوزیر انگلیس به این راه قدم بگذارند ولی هنوز فرصت باقی است که کشورهای عرب حوزه خلیج فارس، دوست را از دشمن تشخیص دهند وشمال و جنوب خلیج فارس که از دیرباز شاهد وحدت و هم دلی مردم آن بوده است را، سنگر واحد دولتها نیز بسازند.
احمد حسینی/ روزنامه جمهوری اسلامی
برچسب:
نویسنده: کاوه محمدزادگان