به گزارش 9صبح به نقل از دیجی فارسِی، این ویژگی اصلی تجربه مشتریان این شرکت است (از نحوه کارکرد نرم افزارهای این شرکت، تا طرز به نظر رسیدن و احساس شدن محصولات این شرکت، تا چیدمان و طراحی فروشگاه های این شرکت).
درگذشته، خطوط محصول این شرکت نیز شامل این ویژگی ها می شد.
اما، روانه بازار شدن قابل انتظار iPhone SE و iPad Pro 9.7 اینچی در رویداد 21 مارس این شرکت، آخرین علامت است مبنی بر اینکه اپل، زمانی که بحث تعداد محصولات ارسالی به بازار مطرح باشد، به شرکتی فوق العاده بی احتیاط تبدیل می شود.
این شرکت که دو SKUs را برای اولین آیفون در سال 2007 به بازار عرض کرد (یک مدل 4 گیگا بایت و یک مدل 8 گیگا بایت) بیش از 120 SKUs مختلف از iPhone 6sرا به بازار عرضه کرد و این آمار فقط شامل گوشی هایی است که در ایاالت متحده به فروش رفته اند. این گوشی ها در دو اندازه، چهار رنگ، سه حجم حافظه داخلی و پنج گزینه اپراتوری به بازار عرضه شده بود. معرفی اندازه سوم در مدل4-inch SE ، احتمالاً تعداد SKUs ها را برای ورژن ایالات متحده آیفون به بیش از 180 مورد رساند. این یک راه طولانی از آن جفت SKUs ساده است که نه سال پیش روانه بازار شد.
خب، این پدیده چه چیزی را در مورد مسیری که شرکت اپل طی می کند، می گوید؟ خیلی چیزها را.
اول اینکه هیچ شکی نیست که این اتفاق، بخشی از این داستان سنتی را در هم می شکند. وقتی استیو جابز، رسماً در سال 1997 به اپل بازگشت، یکی از مهمترین چیزهایی که انجام داد، کاهش تعداد محصولاتی بود که این شرکت روی آنها کار می کرد که این کاهش برابر با 350 محصول به ده محصول بود. نوع تمرکز و ساده بودن، به روشنی، نتایج بزرگ و قابل توجهی را ایجاد نمودند. سیزده سال بعد، اپل، مایکروسافت را پشت سر گذاشت و این شرکت تکنولوژیکی در دنیا به عنوان غول برتر و اول در این حوزه در دنیا معرفی شد، چیزی که درسال 1997 برای هر کسی غیر قابل تصور بود.
در این فرآیند، اپل، به یک مطالعه میدانی مطلوب و ایده آل برای رشته های مختلف تبدیل شد. به طوریکه این شرکت محصولات مختلفی را اکنون در هر حوزه و هر صنعت به بازار عرضه می کند (ساعت اپل در مقایسه با گوشی آیفون، از تنوع محصول بببیشتری برخوردار است) این غول تکنولوژیکی، اکنون یک بازی متفاوت را نسبت به قبل در پیش گرفته است. این شرکت هر محصولی را تولید می کند تا هر خلأیی را پر کند و هر ذائقه و سلیقه ای را پاسخ دهد.
این بازی، شبیه به همان بازی است که سامسونگ مدت ها پیش آن راشروع کرده بود. این تولیدکننده کره ای، تقریباً تعداد بی شماری از SKUs را در هر بازاری که وارد می شد، تولید می کرد. این بر خلاف یک رویکرد نظام مند و منضبط است. اما یک راه موثر برای پشت سر گذاشتن رقبا است چون امکان فعالیت کمی برای یک رقیب کوچکتر و سریع تر باقی می گذارد که بتواند وارد آن حفره شده و امکان فعالیت در آن حوزه را پیدا کند. به خاطر تولید درست به موقع و مقیاس عظیم، شرکت سامسونگ این استراتژی را به کار گرفت تا بتواند بر بازار تسلط پیدا کند و به سود هنگفتی در این زمینه دست پیدا کند (حتی گاهی اوقات این شرکت به خاطر فقدان اصالت در طراحی ها مورد انتقاد کارشناسان و مشتریان قرار گرفته بود).
انتقاد از شرکت اپل به خاطر استفاده همان استراتژی کار آسانی است. شما می توانید این اعتقاد را داشته باشید که این شرکت آن دیسیپلین و رویه و همچنین تمایز خود را از دست داده و در حوزه و صنعت تکنولوژی، همچون تمامی دیگر رقبای بزرگ خود شده است. می توانید از استیو جابز نقل قول کنید وقتی که این جمله را عنوان کرد که، "من واقعاً به اندازه چیزهایی که انجام نداده ایم، به اندازه کارهایی که انجام داده ایم افتخار می کنم و نوآوری و ابداع، به هزاران چیز "نه” می گوید.”
با وجود این، اپل، به مدت تقریباً یک دهه این مسیر را طی کرده است. وقتی نوبت به آیفون می رسد این شرکت به طور یکنواخت با مهمترین اپراتورهای دنیا، کار خود را توسعه می دهد. بعداز مواجهه با تقاضای عظیم برای گوشی آیفون سفید (اولین جایگزین مدل استاندارد مشکی آن) این شرکت، به طور موفقیت آمیزی، رنگ های دیگر را روانه بازار می کند و با همان موج های تقاضا روبرو می شود. به همین ترتیب، این شرکت در نهایت، تسلیم تقاضای مشتری می شود و ورژن در حد و اندازه های فَبلت خود را از گوشی آیفون به بازار عرضه می کند که این مدل نیز با تقاضای عجیب و غریبی روبرو می شود. بنابراین می توان گفت که این استراتژی، سود هنگفتی را نصیب این شرکت کرده است.
برچسب:
نویسنده: کاوه محمدزادگان